هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
102
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
اين موقعيت و الا را نسبت به او ، برادر ، مادر و پدرش در حضور اصحاب خود تأكيد مىكرد تا بر آنان حجت باشد و ايشان را از سبك شمردن ايشان و تجاوز به حقوقشان و ريختن خونشان بر حذر داشته باشد . « 1 » ( 1 ) غزوهء ذات الرقاع مدينه پس از تبعيد همراه با خوارى و ذلت بنى نضير آرام گرفت و موقعيت منافقانى كه با همدستى يهود عليه پيامبر و اصحاب او توطئه مىكردند به سستى گرائيد . عبد الله بن ابى بن ابى سلول ترسان و نگران روزى بود كه خود و پيروانش به سرنوشت همپيمانان يهوديش دچار شوند . مدينه سه ماه را گذراند كه از آن بوى آرامش مىآمد و سكون و آرامش بر آن خيمه گسترده بود ، تا آنكه بنا به نوشتهء تاريخ طبرى و بيشتر كتابهاى سيره چند روز از جمادى الاولاى آن سال نگذشته به پيامبر خبر رسيد بنى محارب و بنى ثعلبه از قبيلهء غطفان براى جنگ نيرو بسيج مىكنند . از اينرو پيامبر به همراه چهارصد تن يا بگفتهاى هفتصد نفر از مسلمانان از مدينه بيرون آمد و بنا به سيرهء ابن هشام ابو ذر غفارى و يا آنطور كه برخى گفتهاند ديگرى را در مدينه بجاى خود گذارد . ( 2 ) هنگامى كه پيامبر به ذات الرقاع - جائى كه در آن كوهى با سنگهاى سفيد و سياه و قرمز بود رسيد - بنا به روايت طبرى گروه بسيارى از مردم غطفان را مشاهده نمود كه براى جنگ و پيكار با او آماده گشته بودند ، ولى هر دو لشكر از ديگرى ترسيدند و پيكارى ميانشان روى نداد . خداوند در اين موقعيت نماز خوف را تشريع نمود ، به اين ترتيب كه پيامبر ( ص ) دو ركعت دو ركعت با يارانش نماز گزارد به اين صورت كه نيمى از اصحابش با او نماز مىگزاردند و نيمى ديگر در برابر حملهء احتمالى دشمن پاس مىدادند - و پس از آنكه آن گروه نمازشان به پايان مىرسيد پيامبر با گروه بعد
--> ( 1 ) - فضائل الخمسه من الصحاح السته ج 3 .